توقیف خانه ولسوالی نهر شاهی

                                                                                                  قسمت دوم     

اکنون که من آزاد شده ام روز شمار دوسال زندان را بازگو می کنم ....

قضیه شهرک سجادیه در سال 1390 /29ماه میزان اتفاق افتاد دقیقا یکسال و نیم بعد از  آن حادثه سارنوالی محترم ولایت بلخ امر توقیف 13 تن را صادر نموده که در  آن قضیه پای مرا هم  دخیل ساخته بودند .   طلوع هم از جمله کسانی شناخته شده که باید دستگیر شود در تاریخ 2 ماه جوزا به اثر عریضه جنرال غلام رسول عنوان سارنوالی ولایت  بلخ در بین ولسوالی نهرشاهی توسط پولیس امر بازداشت برایم داده شد .محترم آصف خان از قوماندانی ولسوالی نهر شاهی جلو مرا گرفته و امر توقف به من داد .

وقتی مرا به سارنوالی بردند که جنرال غلام رسول در شعبه رییس سارنوالی ا بتداییه نشسته بود با غلام رسول احوال پرسی نمودم ا ما به غلام رسول گفتم اگر به خاطر یک نمره زمین( شهرک سجادیه قسمت 5) مرا شخصی احضار نموده ای .باید یاد آور شوم که من آن نمره را خریده ام و مستحق پول خویش هستم از شخصی که خریده ا م پولم را واپس میگیرم زیرا چند روز قبل شنیده  بودم که غلام رسول مانع کار صاحب نمره  شده بود .اما اگر به خاطر مظاهره سجادیه مرا در این جا احضار کرده ای باید بگویم که اشتباه کرده ای و تا با مردم جور نیایی نمی توانی مالک شهرک سجادیه شوی . غلام رسول  در جواب من گفت : آقای طلوع من با شما مشکل ندارم شما با دولت مشکل داری مشکل خوده با دولت حل نما . حرف نیمه معقول زد و من دیگر حرفی در برابر سخن جنرال غلام رسول رضایی نداشتم . سکوت کردم . ..گب غلام رسول نیمه معقول به معنی است که دولت افغاستان بی  عریضه کسی را جلب نمی کند و وقتی غلام رسول خوده مالک شهرک سجادیه می گیرد ودر پشت قضیه شهرک سجادیه با شد وعریضه نماید  پس حرف بی منطقی  معنی نداره که ایشان بگوید :  شما با دولت مشکل داری و باید مشکل خویش را حل کنی .پس جناب غلام رسول  در سارنوالی چی می کرد وبردن من به سارنوالی استیناف توسط موترشخص غلام رسول چی معنی داره؟ سارنوالی موتر نداره ؟ امنیت موتر نداشت که توسط موتر غلام رسول مرابه سارنوالی استیناف تسلیم دادند ?

سارنوال عصا مدیر حارنوالی ولسوالی نهر شاهی بسیار به سرعت مکتوب توقیفی مرا امضا و صادر نمود که توسط سارنوال فرید و توسط موتر جنرال غلام رسول به سارنوالی استنیاف تسلیم داده شدم مرا به سارنوالی بردند و به سارنوال رفیع تسلیم داده شدم  . پذیر اولین شخصی بود که  خبر شد که   امنیت مرا گرفته . وکیل سلطانی و کلانتر علی مردان توسط تلفن من به سارنوالی  آمدند وکلانتر مردان از ضمانت شدن منصرف شد و حتی نیز دعوایی پدر کشته گی اش را  با من شروع نمود ... بالاخره سلطانی کسی را پیدا نموده که مرا ضمانت نموده تا فردا 8 بجه باید در سارنوالی حاضر می شدم همراه سلطانی به خانه برگشتم  ....پذیر توسط یکی از افرادش فتوکاپی احکام والی بلخ را فرستا د مبنی بر اینکه اشخاص و افراد که در ه مظاهره شامل هستند در سارنوالی حاضر شوند و از نزد شان تحقیق شوند اما توقیف نشوند . اما کار از کار تیر شده بود سارنوالی و امنیت کار خود را کرده بود . والی بلخ در یک مسافرت و مهمانی یک ماهه وچکر وسیاحت در ترکیه  به سر می برد که مرا دستگیر نموده بودند و به پنجه عدالت سپرده بودند .جز خدای پاک کسی به فریاد من رسیده نمی توانست . سر پرست شدن ظاهر وحدت کوفت همه چیز را کشید و از میان 13 نفری متهم ( طلوع  . حاجی احسانی . پذیر . کورصادق . رضوانی وحاجی رسول .حاجی جعفری . ا مان اردو . ناضر . محمد علی زوار)  زور ش به من رسید که تنها مرا مورد هدف قرار داد و تصمیم به دستگیری من نمود  به هر قسم می شود این شخص باید دستگیر شود ...همان گونه شد مرا گرفتند اینگار جهان را فتح کردند .شروع کردند به تبلیغات و سر و صدا که این کار ما نیست ...ما همکاری می کنیم تا ایشان رها شود ...اما خوشحال از فتح یک سنگر مستحکم ...طلوع به زندان رفت ....چی خواب و خیالی ...

 

فردا پنج شنبه بود من باید به سارنوالی حاضر می شدم  شب دکان قوماندان صادق (کور صادق )رفتم و از ایشان اصل مکتوب والی را طلب کردم  گفت نزد سید ظاهر است  و قول داد که تا  فردا  پیدا می کنم . به من ایشان تآکید نمود که به سید ظاهروکیل تلفن نما .قبول نمودم .....شب بسیار غمناک وناراحتی را سپری کردم ...   

فردا 3 ماه جوزا بود نماز را خواندم قبل از سا عت 8 به طرف شهرک سجادیه حرکت کردم رفتم  سر کار نمره زمینی که در شهرک سجادیه داشتم کارگرانم هما نند بورگود زده در یک گوشه نشسته بودند چای صبح می خوردند سلا م دادم و با آنها در مورد جلب سارنوالی صحبت کردم وگفتم اگرتا ساعت 11 بجه نیامدم کار راتعطیل کنید وتلفنم اگرگول بود بفهمید که   مرا بازداشت کرده .. .باانها خدا حافظی کردم و در مسیر راه به سید ظاهر وکیل و سید اقبال معآون آمریت جنایی ولسواای نهر شاهی وسارنوال موسی صخره  تلفن کردم ... هر سه شان مرا از رفتن به سارنوالی ممانعت کردند  ر وز 5 شنبه بود . به سارنوالی نرفتم ساعت ده بجه سارنوال رفیع تلفن نمود که آ قای طلوع  نیامدی من گفتم نمی  آیم زیرا مرا بندی می کنی گفت بندی نمی کنم اما من ترس خورده بودم نرفتم به سارنوالی شخصی به نام فریدون که مرا در عالم نا آ شنایی ضمانت نموده بود تلفن زد.  گفت طلوع یکبار بیا اما من حاضر نشدم..

25 روز در خانه بودم و از دور وبر
خانه دور نمی رفتم .سلطانی زیاد تلاش کرد مرا درجا ها ی مختلف به دام اندازد اما موفق نشد .افراد زیادی رامامور ردیابی من نموده بودند .منهم سخت متوجه امنیت و حفاظت خویش بودم ........

  فریدون با رندی  با مشوره سلطانی به لایت بلخ عریضه نموده عریضه اش در وقتی بود که والی بلخ عطامحمد نور ترکیه چکر می زد و ظاهر وحدت سر پرست و معاون ولایت بلخ نا جوانمردانه درپای عریضه نوشته می کند که به سارنوالی معرفی شود  سارنوالی به قوماندانی امنیه ولسوالی نهرشاهی و قوماندانی ولسوالی نهر شاهی به مدیریت امنیت ملی راپور می دهد که باز هم با هم با تشریک  مساعی وکیل سلطانی و نیروهای کشفی وامنیتی و  عیسی زوار اخلاقی و مبارز ستنگ دره صوفی  در تاریخ 28 جوزا 1391 مرا در صحن روضه دستگیر نموده به ولسوالی نهرشاهی مدیریت امنیت ولسوالی اوردند  وبعد از صرف نان چاشت از آنجا به ریاست امنیت ملی و سر انجام به سارنوالی تسلیم دادند بر داشتی که من از قضیه دارم سلطانی ضمانت فریدون را بهانه گرفت و عدم حاضر شدن من به سارنوالی به معنای بی آبروی و بی عزتی..... فریدون با دسیسه عیسی زوار اخلاقی و مبارز ستنگ با کمال نا مردی مرا در صحن روضه طلب نموده و عیسی اخلاقی زود تر آ مد و مبارز به تعقیب آ ن با فاصله 20 دقیقه آمدند .من آ مدن مبارز را شک نمودم اما هرگز اینگونه فکر نمی کردم که این دو قوماندان مز دور صد فیصد سلطانی باشند که با طرح و توطئه سلطانی مرا به گیر امنیت بدهند تقریبا سه هفته خاموشی و  آرامش سلطانی و فریدون کار خود را نمودند و علیه من در ولایت بلخ عریضه نمودند و همچنان فشار بالای افراد مان درپروژه دشت شورآ وردند تامن اورا وکیل بگیرم و از سوی دیگر توطئه دستگیری مرا بریزند بسیار کار نا مردانه را انجام دادند که هرگز این کاروکیل سلطانی قابل بخشش نمی باشند....

قبل از این توطئه دو بار و یا بیشتر از آ ن توطئه ریختند تا مرا دستگیر و به پنجه قانون به سپارند اما موفق نشدند دو الی سه بار رجب علی و سرور فضلو . خان محمد برادرامین ضرب علی  به خانه من آمدند اما من تدابیر داشتیم  مرا در یک بهانه کارته نور خدا خواستند اما من نرفتم و فهمیدم که علیه من نقشه دارند .

این بار شاید عقل مراخداوند گرفت که عیسی زواراخلاقی ومبارز ستنگ و یاسین داما د سلطانی با هما هنگی محسن  چوپان مدیرامنیت و مسئول امنیت علی چوپان ناحیه 10 مرا در صحن روضه دستگیر نمودند...

و اکنون بیش از پانزده روز می شود که در محبس در توقیف خانه ولسوالی نهرشاهی در حبس قرار دارم شاید تفاهمی بین  وکیل سلطانی .  ظاهر وحدت  وامنیت ملی صورت گرفته بود تا مرا دستگیر نمایند و در زندان اندازند تا پروژه دشت شور از دست من برود ونیز در قضیه سجادیه تنها محاکمه نمایند و به من ضربه سیاسی بزنند  اما کسانی که عامل اصلی قضیه بودندکه  : وکیل ابراهیم زاده و وکیل سنا تور احمد شاه رمضان بودند در گوشه خیر بی غم نشسته بودند وکسی هم زورش به آنها نمی رسید که عامل اصلی مظاهره مردمی آنهابودند و آن دو وکیل مردم  را تحریک  و ساز ماندهی و بسیج نمودند تا علیه ظاهر وحدت و  جنرال غلام رسول مظاهره نمایند و پوسته جنرال غلام رسول را بردارند احمد شاه سنا تور درجریان گرد همایی به تعداد از کلانتر ها تلفن نمودند از جمله با من صحبت نمود و هدف و مقصد اصلی سنا تور برداشتن پوسته جنرال  غلام رسول بود واقعیت هم همین است که پوسته امنیتی در شهرکی ضروری است که تازه احداث شده باشد و کسی نمره زمین کسی دیگر را کار نکند اما در شهر کی که 90 فیصد  آن خانه احداث شده و هیچ نمره سفید وجود  نداشت پوسته چه معنی دارد ؟؟؟؟

احداث پوسته  در شهرک سجادیه بزرگترین اشتباه جنرال غلام رسول  وظاهر وحدت بود که مرتکب شده بودند. مواجه شدن با مردم و مخالفت با مردمی که چهل سال پیش در شهرک سجادیه خانه ساخته و ضلعیت در دست مردم قرار  داشت و دارد  احداث پوسته به معنی دشمنی با مردم می باشد.....

 

 جنرال غلام رسول و ظاهر وحدت در این قضیه سخت اشتباه نمودند اشتباهات جنرال غلام رسول و ظاهر وحدت قرار ذیل است:

1 . خرید شهرک سجادیه توسط غلام رسول و ظاهر وحدت یک اشتباه فاحش بود.  باید می گذاشت که وکلای ورثه ابراهیم خان با مردم چه قسم جور  آمدی می کند.آنها نباید این شهرک جنجالی را می خریدند .

2- پروتوکل سهیل و قسیم با مردم و نماینده گانشان فی متر مربع یک دالر بهترین پروتوکل بود اما  همین جنرال غلام رسول بود که با این پروتوکل مخالفت نمود

3- شهادت موسی شفیق و رستم باید از طرف سارنوالی تحت پیکرد قرار گیرد و عامین قتل این دو شهید فرزانه مورد تعقیب عدلی و قضایی قرار گیرد که تعدادی از مردم محل شهادت رستم راتوسط جنرال غلام رسول می دانند ..

4- عامل اصلی خشونت وفیر بالای مردم ظاهر وحدت و جنرال غلام رسول هستند که باید  از سوی سارنوالی مورد مجازات قانونی قرارگیرد و فرمان فیربالای مظاهره چیان  را ظاهر وحدت امر داده بود  و چندین نفررا شخص غلام رسول با تفنگچه مورد اصابت قرار داده است ...

اینها عوامل و دلایلی است که در مورد شهرک سجادیه اشتباهات صورت گرفته است پخش  شب نامه مبنی بر متر 18 دالر 8 دالر و 12دالر از سوی ظاهر وحدت و غلام رسول....  اقراری بیش از 15 کلانتر محل وموی سفید که متر 18 دالرحاضر به خرید  زمینهای شهرک شده بودند از سوی ظاهر وحدت وغلام رسول توطئه های بود که برای مردم ها غیر قابل قبول بود و زور گویهای که از سوی تعدادی افراد زورگو علیه مردم ما صورت می گرفت غیر قابل بخشش می باشد اینها از جمله عوامل است که قضیه شهرک سجادیه را روز به روزپیچیده سا خته بود .  ظاهر وحدت در یک مهما نی کلا ن تعدادی  از بزرگان و کلانتر های قریه علی چوپان و سجادیه را در خانه خویش دعوت نموده بود و مدعی شده بود که زمین اوغان را خریدم از این پس .....نماز خود را  آزاد بخوانید من زمین سجادیه و علی چوپان را خریدم و قباله  آن را گذاشته ام به عهده حاجی محمد محقق که در یک مجلس کلان او اعلان نماید و شمابعد از این مجلس قباله شرعی بگیرید اما.......

ظاهر و حدت شخص سوخ و کم تجربه هم خودش را وهم محقق را بازی داد که سر انجام گردهمایی  مردمی درمسجد حضرت ابوالفضل  حضرت ابوالفضل به کمر ظاهر وحدت زد اورا و جنرال غلام رسول راخدا شرماند در این گرد همایی منهم اشتراک نموده بودم....مظاهره شد اما خونین ...