"اکبری وجاوید مار منی آستین هزاره ها " "
"اکبری وجاوید مار منی آستین هزاره ها "
"تشیع درباری باید از مردم هزاره معزرت بخواهند ."
وقتی خبر قتل عام هزاره ها توسط عبدالرحمان خان جلاد به گوش "میرزای بزرگ شیرازی" در نجف رسید آن اخوند انقلابی سخت برآشفته شد وناصرالدین شاه قاجار را تحت فشار قرار داد که "در گوشه مملکت همسایه ات هزاره های شیعه مذهب قتل عام می شوند وتو ساکت هستی"؟ این سکوت تنها به ناصرالدین شاه قاجار تعلق نداشت بلکه سید جمال الدین اسد آبادی که بزرگترین متفکر شرق لقب داشت نیز سکوت نموده بود این سید درباری حتی برای یکبار هم که شده فریاد داد خواهی بلند نکرد ودربرابرفاجعه المناک قتل عام ارزگان سکوت نمود.
ناصرالدین شاه نامه ای به وایسرای انگلیس نوشت وانگلیسی ها دولت وقت کابل را زیرفشار گرفت عبدالرحمان چاکران ونوکرانش را جمع کردتا تدابیری بگیرند ودولت ایران وانگلیس را راضی کنند که" در چهار گوشه مملکت ما آب از آب تکان نخورده وبینی بزغاله ای خون نه شده چه رسد که مظلومی به ناحق کشته شده باشند".
واما صد سال بعد :
طوفانی آمد وتخت وتاج پادشاهی را برد.شاه جوان ( محمد داود ) با تمام اهل وعیالش قتل عام شدند.دولت خلقیها روی کار شدند واین بارجلادان تاریخ چنان به جان مردم افتادند که کم از عبدالرحمان نبود.هزاران نفر را به قتل رساندند وهزاران ملا وکربلایی وزواررازنده به گور نمودند .
هزاره ها دربرابر آن به پا خاست ( دره صوف) وبعد قیام سر تاسری شروع شد.روسها تجاوز کرد ند وچهارده سال مردم علیه روسها ومزدورانش جنگیدند
مسیر تاریخ عوض شد.دیگر قتل عام بس است .
هزاره ها به سرنوشت خودحکومت کردند .هزاره ها دیگرجوالی نبودند(مرد سنگر شده بودند).
هزاره هااز تاریخ صد ساله شکایت داشتند.هزاره ها حق می خواستند..هزاره ها قدرت وچوکی می خواستند.
حق خواستن هزاره ها برای چوچه های عبدالرحمان خیلی سنگین تمام شد.هزاره ها سه سال برای عدالت جنگیدند وشهید مزاری اسطوره عدالت بود. شهید مزاری سه سال برای عدالت مقاومت نمود.
بار دیگر هزاره ها قتل عام شدند ورهبر عدالت با مردم عدالت خواه همه سر به نیست شدند.هزاران نفر قربانی شدند.
فاجعه صد سال پیش ارزگان با قتل عام کابل هیچ فرق نداشت.در ارزگان هزاره ها توسط عبدالرحمان کشته شد ودر کابل هزاره ها توسط مسعود وربانی قتل عام شد.در آن قتل عام یک طرف عبدالرحمان خان بود ودر کنارش غلام حیدرخان،عبدالقدوس،عبدالله خان عظیم بیک سه پای وعده ای تشیع در باری...
اینجاصد سال بعد در غرب کابل شهید مزاری می جنگیدواما تعدادی مار منی آستین هزاره ها قبر هزاره ها را می کندند.سید علی جاوید ،سید هادی لنگ انوری محسنی.
واضحتر بگویم رهبران حرکت اسلامی ومحمداکبری شاخه انشعابی از حزب وحدت.
●●● اینک سی سال از شهادت مزاری می گذرد●●●
سه نفر از پنج تن مرده اند وهرچه کردند ثبت تاریخ شد.تاریخ در باره آنها قضاوت خواهند نمود واما دو نفر که زنده مانده اند سخت به هزاره ها خیانت کردند وتاریخ هزاره ها هرگز آنها را نخواهند بخشید.
نسل سوم هزاره ها باید درک کنند که در سه سال مقاومت غرب کابل در آغازین سالها قوماندانان حرکت اسلامی درکنار مردم غرب کابل وشهید مزاری از عزت مردم دفاع کردند از شهید قمبر لنگ گرفته تا صادق مدبر
چه چیز باعث شد که آن پنجتن( محسنی بلوچ،اکبری کوسه قزلباش،هادی،انوری،جاوید سادات شیعه)چنان به مرور زمان مار منی آستین هزاره ها شدند ومقاومت غرب کابل را توسط پول وامکانات جمعیت وشورای نظار ( ربانی _ مسعود ) شکست دادند؟
اکنون که از آن حادثه دردناک تاریخی سی سال گذشته است.تشیع درباری به خصوص خانواده شیخ آصف محسنی،فرزندان انوری،بچه های سید هادی لنگ،محمد اکبری کوسه وسید علی جاوید پل برقی از مردم هزاره واز پیشگاه منادی عدالت شهید مزاری باید معذرت بخواهند وبه اشتباه بزرگ تاریخی خویش اعتراف کنند.
بزرگترین تراژدی غمبارتاریخی که منجر به شهادت هزاران تن مردم غرب کابل وسر انجام به شهادت شهید عبدالعلی مزاری انجامید توسط این مار های منی آستین هزاره ها رقم خورده است .
هر کس حق دارد حزب سیاسی بسازد اما به معنای آن نیست که به سرنوشت مردم هزاره بازی کنند واز پشت به مردم خنجر بزنند.این پنج نفر به نظر من بد ترین جرم تاریخی را مرتکب شده اند که در پیشگاه ودر دادگاه تاریخ باید محاکمه شوند.
شکست یک ملت مظلوم( هزاره ها) بعد از صد سال مقاومت باردیگرتوسط مارهای منی آستین هرگز بخشیدنی نیست .
من به حیث یک جوان انقلابی عمق نفرت وانزجارخودرا نسبت به عملکرد منفی این پنج تن اعلان می کنم وبرای جبران مافات بزرگترین خطای تاریخی را به گردن این پنج تن انداخته از دو نفر زنده (اکبری وجاوید)وسه وارث(محسنی،انوری،هادی لنگ) می خواهم در دادگاه عدل الهی حاضر شده از ملت بزرگ هزارستان به خصوص رهبر عدالت خواه هزاره ها شهید مزاری معذرت خواسته وتوبه کنند.
غمنامه تاریخ مظلوم هزارستان بزرگ این پنج تن را هرگز نخواهند بخشید جز اینکه آنها از کار شان پشیمانی جسته وبه دادگاه عدل خداوندی حاضر شوند واز ملت عدالت خواه هزاره ورهبرعدالت پیشه آن شهید مزاری معذرت بخواهند تا مورداستغفار خداوند قرار گیرند.
بگذاریدتاریخ اینگونه تکرار نشود .
یا هو
عبدالمومن طلوع انقلابی
مشهد مقدس ۱۳/ حمل / ۱۴۰۳
ویرایش مجدد ۲۸ قوس ۱۴۰۴