چرا علامه سید اسماعیل بلخی لنگی سفید سرمی نمود؟
چرا علامه سید اسماعیل بلخی لنگی سفید سرمی نمود؟
چند هفته قبل جزوه کوچک ازچکامه های علامه سید اسماعیل بلخی را در یک کتابخانه پیدا کردم.شاید اولین جزوه کوچک بود که از طرف سازمان نصر در سال ۱۳۵۹ به یاد بود دوازدهمین سالگرد شهادت آن سید جلیل القدر چاپ شده بود.
مقدمه خیلی عالی با ادبیات تند انقلابی همانندنوشته های داکتر علی شریعتی در آن جزوه بود.فکر کردم قسیم اخگرزنده شده است وصدای اورا درادبیات آتشین داکتر علی شریعتی در لابه لای اوراق آن جزوه می شنوم.
در صفحات درونی جزوه چندین عکس ازعلامه شهید بلخی چاپ شده بود.تمام عکسها با لنگی سفید گرفته شده بود.ابتدا فکر کردم که سازمان نصر از روی تعصب وضدیت عکسهای شهید سید بلخی را با لنگی سفید گرفته است تا سادات راحساس نماید.هیچ عکسی با لنگی سیاه نبود.در حالیکه بعدها متوجه شدم سازمان نصر مبارزات خویش را مرهون انقلاب ومبارزه شهید بلخی به شمار می آورد.اورا اولین بنیانگذار انقلاب اسلامی در افغانستان می داند ورهبران سازمان نصر خودرا شاگردان انقلاب شهید سید اسماعیل بلخی می دانند.
اما امروز با نشر چند عکسی جدید وکاغذپیچ از زندگی علامه دوران بلخی بزرگ در یکی از کاربران اجتماعی متوجه شدم که نه بابا این سید بلند بالا چنین روحیه انقلابی داشته است که در تمام دوران زندگی عمامه سفید به سر بسته می نمود.
آیا به واقعیت پارچه سیاه وسبز علامت سادات است؟ آیا هرکس لنگی سیاه سر نماید سید وهرکس لنگی سفید سر نماید غیر سید به شمار می رود؟
آیا علامه شهید بلخی تابو شکن بود؟ آیا علامه شهید بلخی اعتقادی به لباس سفیدویا سیاه نداشت؟
آیا علامه شهید بلخی روح وروانش برای مردم هزاره می سوخت ؟
آیاعلامه شهید بلخی را می توان گفت سیدی هزاره که خودرااز هر هزاره کرده هزاره تر می دانست.
آری به راستی چنین بود.
او منادی برحق حقوق انسانیت بود.او نه هزاره ونه سید بلکه پرچمدار انسانیت بود.
برای بلخی بزرگ سید وهزاره هیچ ارزشی نداشت او فرزند هزاره هاورهبر بزرگ شیعیان افغانستان بود.
برای بلخی چند متر پارچه مهم نبود که سیاه یا سرخ باشد.
شهیدبلخی نماد انسان بلند بالای مبارز راستین جامعه شیعه وهزاره بود.اورهبر هزاره ها بود وخودرا خدمتگار هزاره ها به شمار می آورد.
شهید علامه بلخی راه چگونه مبارزه کردن وراه چگونه زیستن وقیام وشهادت را به علمای هم قطارخویش اموخت. اواز خانواده شهید محمد باقر صدر بود.
برای شهید بلخی مبارزه علیه استبداد شعارجاودان بود
تاخون نداد قومی هرگز نگشت آزاد
مارا نیز سهمی است زین افتخار آخر
اومانند چهار قابچی امروزی نبودکه دلقک گروه طالبان شود وبا کمال بی شرمی هزاره ها را جاسوسان ایران خطاب کند.هیچکس با بستن لونگی سیاه وسفید هرگز جایگاه بلخی بزرگ را گرفته نخواهد توانست.بلخی شدن خیلی سخت است.در نهاد بلخی قومگرایی نبود.
گفتا که تو از قله بلخابی وگفتم
غوغای نهان هست غزل می نشناسم
زندانی دلداده خویشم به کابل
با کعبه آمال آمل می نشناسم
شهید بلخی کتاب قطور مقاومت ومجاهدت قرن بیستم بود.نسل جوان ما باید درس مبارزه ومقاومت را از او بیاموزد.
بلخی به گور بردی این تخم آرزو را
شاید گلی بروید از این مزار آخر
یا هو
اخوند کربلایی ترکمنی
یاهو
۳ جدی ۱۴۰۴