786
زندگی نامه مختصر عبدالمومن طلوع :
اینجانب (عبدالمومن طلوع) فرزند مرحوم ملا جواد مولوی زاده متولد سال 1353 در قریه حسنی برج ولسوالی دره صوف دوران طفولیت را در قریه حسنی برج سپری نموده در اواخر سال 1359 جهت تحصیلات به خارج کشور رفتم . دروس دینی را در حوزات دینی ادامه داده و نسبت علا قه مندی شدید به مکتب داشتم در کنار دروس دینی مکتب کلاسیک را 12 سال تمام سپری نمدم و در سال 1368 از صنف 12 فارغ شدم.
بعد از پیروزی مجاهدین در سال 1371 به افغانستان برگشتم و به تعداد 2100 جلد کتاب مکتب از صنف اول الی 5 را با خود به دره صوف آوردم مکاتب ابتدائیه را در قریه حسنی برج و تگاب حسنی با همکاری انجینر رحیق فعال ساختم. مدت یک سال در این قریه معلم بودم . شاگردان ابتدائیه را درس می دادم .
درسال 1372 به مزار شریف برگشتم و به تشویق دوستانم در امتحان کانکور اشتراک نمودم و در فاکولته اقتصاد دانشگاه بلخ کامیاب شدم . مدت چهار تحصیل را با تمام مشکلات و مشقات به پایان رساندم و در سال 1375 از دانشگاه بلخ به سویه لیسانس از رشته پلانگذاری اقتصاد ملی فاکولته اقتصاد فارغ التحصیل شدم .
مدتی با شرکت صوفی جمیل و برادران در سرای حاجی بحر الدین در مزار شریف به حیث مدیر محاسبه کار نمودم .
بعد از سقوط مزار شریف به دره صوف رفتم اما متآسفانه در 24 عقرب 1376 پدرعزیزم ( مرحوم محمد جواد مولوی زاده ) دار فانی را وداع گفت . بزرگترین حامی و پشتیبان سیاسی و اجتماعی خویش که تنها پدر پیرم بود را از دست دادم .
پدرپیری که تمام رنج و زحمت زندگی را به خاطر من تحمل نمود و سالها زحمت کشید تا من توانستم به درسهایم ادامه دهم
مدت چهار سال در قریه حسنی معلم بودم . فرزندان آن خاک ودیار را درس می دادم تا روزی جوانان رشید آن خاک قهرمان مصدر خدمت به وطن محروم خویش شوند . در دوران چهار سال معلمی در قریه حسنی جناب استاد عارفی یگانه حامی و پشتیبان من بودند که من هیچگاه خدمات ارزشمند استاد عزیزخویش را فراموش نمی کنم . او نگذاشت که مکتب تعطیل شود ووقفه در درس فرزندان آینده وطن به وجود آید . با تمام توان از معارف حمایت نمود که ثمره آن امروز در دره صوف کاملا محسوس است که صدها جوان قریه حسنی در لیسه مرکزی حسنی درس می خواند . از سال 1376 الی 1379 در مکتب حسنی شاگردان مکتب و فرزندان آینده وطن را درس می دادم .
در سال 1379 بعد از جنگهای زیاد در دره صوف کاسه صبر من هم به سر آمد و از دره صوف مهاجر شدم . مدت یک ماه در شهر غزنی با ترس ولرز زندگی نمودم . سپس به پاکستان رفتم و مدت چهار سال در پاکستان – کویته در مهاجرت زندگی می نمودم .
سه سال کار قالین را نمودم.
در سال 2004 در پاکستان – کویته در لیسه عالی فردوسی معلم بودم .
در دوران انتخابات ریاست جمهوری کارمند انتخابات در شهر کویته بودم .
در سال 2004 بعد از ختم انتخابات ریاست جمهوری به مزار شریف برگشتم .
از ماه دسامبر 2004 الی ختم ماه جون 2006 به مدت سه سال کارمند دی دی آر در شهر شبرغان و مزارشریف بودم .
در سال 2006 مدت 3 ماه کارمند وزارت ترانسپورت بودم .
در سال 2007 مشاورولایت سمنگان بودم .
درسال 2008 کارمند وزارت معادن در بخش آمریت قرار دادهای وزارت ایفای وظیفه نموده ام .
در سال 2009 – 2010 نماینده دفتر موسسه فرانسوی سولدریتی در ولایت سمنگان ...
اینک می خواهم به حیث کاندید پارلمان خدمت گذار خوب مردم ولایت سمنگان باشم . تا بتوانم به مردم ولایت سمنگان مصدر خدمت شوم و به تمام آرزوهایشان جامه عمل بپوشم . در صورتیکه مردم ولایت سمنگان به من اعتماد نمایند با صدق دل و اخلاص بی پایان در خدمت گذاری به مردم محروم ولایت سمنگان تلاش خواهم نمود . می خواهم خدمتگذار مردم ولایت سمنگان باشم و در تمام عرصه ها وکیل افتخار آفرین ولایت به شمار روم نه همانند بت بامیان خاموش و توان هیچ کار را نداشته باشم می خواهم به مردم سمنگان عزت ببخشم و از حقوق تمام هموطنان عزیز خویش دفاع نمایم و زبان گویای مردم ولایت سمنگان باشم . می خوا هم به هموطنان عزیز خویش خدمت کنم تا مردم بفهمند چه کسی خادم است و خاین کیست ؟ برای من انسانیت مطرح است نه رنگ و زبان و قومیت .. پس بیایید در عمل برادری را ثابت نماییم را ی شما به مثابه حق سرخ شماست . کسی رآی دهیید که حافظ خون شهیدان راه آزادی و استقلال این کشور بوده و آرزومند خدمت به شماست .
پیش به سوی تحقق عدالت اجتماعی . آزادی . دفاع از ناموس مادرو طن ......
رآی شما حق مشروع شماست .
در 27 سنبله شایسته سالاری را تمثیل عینی دهید .
با احترام- عبدالمومن طلوع کاندید پارلمان از ولایت سمنگان